دریافت اطلاعات ...
 
روابط عمومی دانشگاه علوم توانبخشی و سلامت اجتماعی
شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۰

راه هاي درماني براي درد هاي مزمن
 
به عنوان يك قانون كلي كارشناسان مي گويند دليلي وجود ندارد كه بيمار درد بكشد. تنها استثنا زماني است كه خطرات يك درمان بخصوص، بيشتر از مزاياي آن است. به همين دليل، دسترسي به يك درمان مُسكن، يكي از هدف هاي اصلي سلامت پزشكي است.
به گزارش گروه وبگردي خبرگزاري صدا و سيما، درد مزمن به دردي گفته مي شود كه بيشتر از سه ماه تداوم داشته باشد. در بيشتر موارد، درد مزمن داراي يك علت مشخص است، بنابراين پزشكان به درمان منبع درد اولويت مي دهند؛ اما خيلي از مريضي ها شامل دوره هاي به شدت دردناكي طي مراحل ايجاد خود مي شوند كه نياز به درمان دارند. اين بيماري ها شامل سرطان.

راه هاي درماني براي درد هاي مزمن

آرتريت روماتوئيد، فيبروميالژيا، اسپونديليت انكيلوزان (روماتيسم ستون فقرات) و خيلي از بيماري هاي ديگر مي شود.
در اين مطلب به مهم ترين اقدامات درماني مي پردازيم كه پزشكان از آن ها براي درمان اين دسته از بيماران استفاده مي كنند. ما درباره ي داروها، روان درماني ها، درمان هاي فيزيكي و درمان هاي مكمل صحبت خواهيم كرد.

درمان با دارو
دارودرماني، خط اول درمان درد هاي مزمن مي باشد. پزشكان با توجه به علت بيماري، شدت درد، عوامل اقتصادي و در نظر گرفتن نقاط قوت و ضعف مصرف دارو، داروي تسكين درد را تجويز مي كنند.
پزشكان اغلب آنالژزيك ها (ضددردها) را با فرمولاسيون تركيبي تجويز مي كنند تا اثرشان قوي تر شود. در بيشتر موارد، بيماران نياز به درمان ثانويه مكمل نيز دارند، مانند فيزيوتراپي. در ادامه خواهيم گفت دارو هاي اصلي كه بيماران در اين موارد مصرف مي كنند كدامند:

دارو هاي ضدالتهابي غيراستروئيدي
دارو هاي ضدالتهابي غيراستروئيدي يا NSAIDs پُرمصرف ترين آنالژزيك ها در معيار جهاني هستند. اين دارو ها شامل ايبوپروفن، آسپرين، پيروكسيكام، كتوپروفن و ... مي شوند. اين دارو ها ضدالتهاب، ضد درد و تب بُر هستند.
از نقطه نظر بيوشيمي، اين دارو ها داراي مكانيسم عمل مشابهي هستند. آن ها انواع ميانجي هاي دخيل در آنزيم هاي سيكلواكسيژناز را مهار مي كنند. اين يك مسير متابوليكي مهم است كه مواد التهابي ايجاد مي كند و خيلي از آن ها مربوط به درد مزمن هستند.
آنزيم هاي سيكلواكسيژناز متعددي وجود دارند و بسته به اينكه كدام آنزيم مهار شده است، دارو هاي ضدالتهابي غيراستروئيدي عوارض جانبي متفاوتي خواهند داشت. مهم ترين عوارض جانبي، سيستم گوارش (مانند زخم معده يا خونريزي گوارشي) و يا كليه ها را درگير مي كنند.

استامينوفن
استامينوفن يا پاراستامول با وجود اينكه عملكرد هاي خاص مشابهي با دارو هاي ضدالتهابي غيراستروئيدي دارد، داراي اثر ضدالتهابي نيست. اما هم براي درد هاي مزمن و هم براي درد هاي حاد به طور گسترده استفاده مي شود.
استامينوفن به طور كلي بي ضرر تلقي مي شود، اما استفاده زياد آن مي تواند كبد را مسموم كند. در برخي موارد، استامينوفن حتي مي تواند سبب نارسايي يك ارگان در بدن شود. به همين دليل، اگر هر نوع بيماري كبدي وجود داشته باشد، ريسك مسموميت با استامينوفن حتي در دوز هاي تراپوتيك نيز بالاتر مي رود.
براي درمان برخي از بيماري ها مانند ميگرن، برخي از فرمولاسيون هاي تجاري دارويي استامينوفن را با ديگر دارو ها تركيب مي كنند. معمولاً براي قوي تر كردن خاصيت مُسكني، استامينوفن با كافئين تركيب مي شود.

مهاركننده هاي انتخابي آنزيم COX-2
اين گروه از دارو ها شامل روفكوكسيب، سلكوكسيب، اتوريكوكسيب و ... مي شوند. اين دارو ها با بقيه ي دارو هاي ضدالتهابي غيراستروئيدي كه مسير هاي متابوليكي آنزيم COX-2 را مهار مي كنند تفاوت دارند. اين دسته از دارو ها مي توانند در درمان برخي از ناهنجاري ها مفيد باشند، زيرا عوارضي براي گوارش ندارند.
اما اين دارو ها در جامعه پزشكي مورد بحث هستند. مثلاً والدكوكسيب به دليل اينكه تحقيقات نشان داد مصرف بلندمدت آن خطر ترومبوز را بالا مي برد از بازار دارو جمع آوري شده بود.
اين يعني احتمال وقوع حوادث قلبي و عروقي با مصرف طولاني مدت اين داور ها مي تواند افزايش بيابد. به همين دليل، بايد مصرف اين دارو ها با وجود اينكه ضد درد قوي هستند، در بيماراني كه ريسك فاكتور هاي قلبي و عروقي دارند محدود شود.
كارشناسان، مؤثر بودن فيزيوتراپي را تا حد زيادي قبول دارند و حتي متخصصيني هستند كه تمام وقت و انرژي خود را وقف اين روش كرده اند. فيزيوتراپي شامل اجراي ورزش هايي با شدت كم تا متوسط جهت كاهش يك درد پيش رونده مي شود. به طور كلي پزشكان فيزيوتراپي را براي اختلالات عضلاني اسكلتي توصيه مي كنند كه هدف، حفظ عملكرد اندام هاي جنبشي است

دارو هاي ضدافسردگي
سال هاست كه معلوم شده دارو هاي ضدافسردگي براي درد هاي مزمن مؤثرند، حتي در افرادي كه افسردگي ندارند. كارشناسان عقيده دارند دليل اين تأثير، تغييراتي در غلظت برخي از فرارسان هاي عصبي است. البته هنوز يك توجيه قطعي پيدا نشده است.
پُرمصرف ترين دارو هاي ضدافسردگي براي درد هاي مزمن به دارو هاي ضدافسردگي تري سيكليك تعلق دارند. اين دارو ها شامل آمي تريپتيلين، نورتريپتيلين و دزيپرامين مي شوند. گاهي پزشكان دارو هاي جديدتري تجويز مي كنند، مانند مهاركننده هاي انتخابي بازجذب سروتونين و نوراپي نفرين (SSNRIs). اين دسته دارو ها شامل ونلافاكسين و دولوكستين مي شوند.
به طور كلي اين دارو ها تأثيرات كوتاه مدت ندارند و پزشكان آن ها را به عنوان درمان مكمل تجويز مي كنند؛ بنابراين چند هفته طول مي كشد تا علائم بهبودي مشاهده شود.

آنتي كالوانسانت ها (دارو هاي ضدتشنج)
پزشكان اين دارو ها را به عنوان يك درمان مكمل براي مديريت درد، خصوصاً وقتي كه دردي كه تير مي كشد يا مي سوزد وجود دارد. كارشناسان دريافته اند آنتي كالوانسانت ها روي فرايند پيچيده اي از حساسيت عصب ها اثر مي گذارند كه مكانيسمي مرتبط با بيماري هاي مزمن است.
اين دارو ها نيز مانند دارو هاي ضدافسردگي به چند هفته مصرف مداوم نياز دارند تا اثراتشان ظاهر شود و ضمناً براي درد هاي حاد كاربردي ندارند. در واقع، تأثير دارو هاي آنتي كالوانسانت ها نسبتاً كمتر است.
مطالعه اي نشان داده اين دارو ها براي تسكين درد هاي نوروپاتيك كه در آن ها آناتومي عصب ها آسيب ديده است، مؤثرند، خصوصاً در عوارضي مانند ديابت شيرين و نورالژي پست هرپتيك. برخي از آنتي كالوانسانت ها به عنوان درماني جايگزين براي نورالژي تريژمينال (درد عصب سه قلو در ناحيه صورت) مؤثرند.

اوپيود ها (دارو هاي افيوني)
طبق استاندارد آنالژزيك سازمان بهداشت جهاني، بيماران مي تواند براي درد هاي متوسط تا شديد از اوپيود ها استفاده كنند. اين داروها، ضد درد هاي قوي به شمار مي روند و شامل مواد گوناگوني مي شوند مانند مورفين، اوكسي كودون، متادون، فنتانيل و خيلي هاي ديگر.
اوپيود ها برخلاف خيلي از دارو هايي كه گفتيم، نياز بايد توسط پزشك تجويز شوند، زيرا عوارض جانبي متعددي دارند. اما اين تأثيرات معمولاً زماني بروز مي كنند كه در دوز هاي بالا و طولاني مدت مصرف شوند.
برخي از بيماري هايي كه براي تسكين دردشان، اوپيود ها تجويز مي شوند شامل آريتمي، افت فشارخون وضعيتي، صرع و نارسايي كليوي مي شود. بيماران اغلب به اين دارو ها اعتياد پيدا مي كنند. اما در بيماران روبه مرگ، مسئله ي اعتياد پيدا كردن فاكتوري تعيين كننده در تصميم گيري پزشك مبني بر تجويز كردن يا نكردن اوپيود ها نيست.

روان درماني
در برخي از بيماران، كاهش رنج و ناراحتي ناشي از درد با روان درماني امكان پذير مي باشد. اين مسئله در بيماراني كه اضطراب و ترس مداوم نسبت به وقوع درد دارند اهميت بيشتري دارد، خصوصاً در بيماري هاي مزمني كه به سختي مديريت مي شوند.
براي درك بهتر اين موضوع لازم است اين واقعيت را بپذيريم كه سلامتي، بازتابي از الگوي پذيرفته شده ي زيستي - رواني - اجتماعي است كه در آن، فاكتور هاي هيجاني و مؤثري در دوره ي بيماري مي توانند نقش بازي كنند. انواع رفتار روان درماني براي كنترل درد هاي مزمن شامل روش هاي زير مي شود:

درمان رفتاري - شناختي
درمانگر ها با كمك ارتباط باز و جسارت آميز مي توانند به بيماران در شناسايي الگو هاي فكري منفي كه در دريافتشان از درد تأثير مي گذارد كمك كنند. اين الگو هاي منفي شامل احساسات اغراق آميز در مواجهه دردي اندك مي شود.
بيماران روش هايي را ياد مي گيرند كه به آن ها كمك مي كند اين الگو هاي منفي فكري را با الگو هاي مثبت متناسب با مشكلشان جايگزين كنند. هدف روان درماني براي درد هاي مزمن اين نيست كه بيماري دست كم گرفته شود بلكه منظور، تغيير واكنش منفي است.

تكنيك هاي شرطي سازي رفتار كنشگر
اين شيوه به كاربرد عملي روان درماني برمي گردد كه به عهده خود بيمار است. اين تكنيك ها شامل ايجاد عادت هاي جديد مي شود كه به كاهش احساس درد كمك مي نمايد. نوشتن درباره ي احساسات و ياد گرفتن ذهن آگاهي، روش هاي بسيار متداولي شده اند. نوشتن در مورد هيجانات و احساسات شامل درد ها و حوادث دلخراش نيز مي شود. در اين نوشتن ها موضوع زيباشناختي مطرح نيست بلكه نوشتن، وسيله اي براي تسكين فردي است.
ذهن آگاهي نيز بر اساس بهينه سازي توجه و تمركز فرد حين فعاليت هاي روزمره انجام مي شود و تأثير قابل توجهي بر سلامت روان دارد. ثابت شده كه ذهن آگاهي اين توانايي را دارد كه علائم افسردگي را كاهش داده و بازدهي كار را بالا ببرد.

ريلكسيشن
ريلكسيشن طيف گسترده اي دارد و از روش هاي گوناگوني قابل دسترسي است. مديتيشن، يك نمونه ي كلاسيك از ريلكسيشن است. هدف از ريلكسيشن، رسيدن به آرامشي عميق است كه طي آن فعاليت سيستم عصبي سمپاتيك كاهش مي يابد. سيستم عصبي سمپاتيك با ترشح موادي مانند آدرنالين، بدن را براي موقعيت هاي جنگ يا گريز آماده مي كند.
كاهش تنش هاي عضلاني، يكي از هدف هاي ريلكسيشن است، خصوصاً براي بيماراني كه از ميگرن و سردرد هاي مكرر تنشي رنج مي برند.

هيپنوتيزم
هيپنوتيزم روشي است كه در آن مؤلفه هاي مديتيشن و ريلكسيشن به كار گرفته مي شوند. طي جلسات هيپنوتيزم، بيمار بر توجه روي يك فكر يا شي ء متمركز مي شود، با هدف اينكه احساس درد به سطح نيمه خودآگاه رانده شود. روانشناس ها و روانپزشك ها كساني هستند كه مي توانند اين مداخله درماني را انجام دهند.
با توجه به شواهد روزافزون مبني بر مؤثر بودن اين شيوه مي توان گفت هيپنوتيزم، درمان معتبري براي كنترل درد مزمن در بيماران مبتلا به فيبروميالژيا، درد مفاصل، مشكلات دنداني و ... است.

بايوفيدبك
بايوفيدبك تنها روش اين ليست است كه به پشتوانه ي تكنولوژي انجام مي شود. بايوفيدبك طبق اين اصل است كه دانستن يك سري از پارامتر هاي فيزيولوژيكي مي تواند امكان خودتنظيمي و خودكنترلي فرايند هاي مرتبط با وقوع درد را فراهم نمايد. پزشكان از ابزار هاي الكترونيكي براي اندازه گيري دماي بدن، ضربان قلب و فعاليت الكتريكي فيبر هاي عضلاني استفاده مي كنند.
كارشناسان، بايوفيدبك را درماني مكمل براي بيماران مبتلا به ميگرن و نقص هاي مفصل فكي - گيجگاهي مي دانند. اما هنوز شواهد كافي مبني بر مؤثر بودن بايوفيدبك براي ساير بيماري ها وجود ندارد.

فيزيوتراپي
كارشناسان، مؤثر بودن فيزيوتراپي را تا حد زيادي قبول دارند و حتي متخصصيني هستند كه تمام وقت و انرژي خود را وقف اين روش كرده اند. فيزيوتراپي شامل اجراي ورزش هايي با شدت كم تا متوسط جهت كاهش يك درد پيش رونده مي شود. به طور كلي پزشكان فيزيوتراپي را براي اختلالات عضلاني اسكلتي توصيه مي كنند كه هدف، حفظ عملكرد اندام هاي جنبشي است. فيزيوتراپي يكي از معمول ترين درمان ها براي فيبروميالژياست.
فيبروميالژيا شامل حساسيت زياد در تمام بدن، خصوصاً در نقاطي خاص مي شود. كارشناسان هنوز علت دقيق فيبروميالژيا را نمي دانند، اما اين بيماري در صورت عدم درمان مي تواند كيفيت زندگي فرد را بسيار پايين بياورد.

درمان هاي مكمل
بيشتر پزشكان براي درد هاي مزمن، انواعي از درمان ها را توصيه مي كنند. به همين دليل، بيماران معمولاً از تركيبي از روش هاي درماني گفته شده استفاده مي كنند تا به مرور زمان دردشان تخفيف پيدا كند.
در صورتي كه اين روش ها تأثير خود را از دست بدهند يا بيمار ديگر از آن ها نتيجه اي نگيرد، پزشكان ممكن است روش هاي تهاجمي تري را توصيه كنند تا منبع آناتوميك درد حذف شود. انواع عمل هاي جراحي كم تهاجمي يا بسيار تهاجمي در اين موارد انجام مي شوند.

تسكين درد مزمن امكان پذير است
به عنوان يك قانون كلي كارشناسان مي گويند دليلي وجود ندارد كه بيمار درد بكشد. تنها استثنا زماني است كه خطرات يك درمان بخصوص، بيشتر از مزاياي آن است. به همين دليل، دسترسي به يك درمان مُسكن، يكي از هدف هاي اصلي سلامت پزشكي است.
راه هاي زيادي براي تسكين درد هاي مزمن وجود دارد و اگر ترديد يا سؤالي داريد بايد به متخصص مربوطه مراجعه كنيد.
   تاریخ: ۱۰:۱۵ - ۳۰/۰۴/۱۴۰۰   بازدید: ۶